از صلح میگویند یا از جنگ میخوانند؟!
دیوانهها
آواز بیآهنگ میخوانند
گاهی
قناریها اگر در باغ هم باشند
مانند
مرغان قفس دلتنگ میخوانند
کنج
قفس میمیرم و این خلق بازرگان
چون
قصهها مرگ مرا نیرنگ میدانند
روزی
همین مردم که سنگم می زنند از رشک
نام
مرا با اشک روی سنگ میخوانند *
این
ماهی افتاده در تنگ تماشا را
پس
کی به آن دریای آبیرنگ میخوانند
- ۲۵۹ نمایش