رحیق

... و ما را نیز شراب نابی آرزوست

رحیق

... و ما را نیز شراب نابی آرزوست

رحیق

فقط باید خالص بود.
همین و بس.


تمام پنجره را غرق حسن یوسف کن

دل اهالی این کوچه را تصرف کن

قدم بزن وسط شهر با صدای بلند

به عابران پیاده غزل تعارف کن

و بی‌بهانه تبسم کن و نگاهت را

شبیه آینه‌ها عاری از تکلف کن

سپس به مجلس ترحیم یک غریبه برو

و چشم‌های خودت را پر از تأسف کن

صدای ضبط، اتوبان، هوای بارانی

به خود بیا! نرسیده به قم توقف کن

 سلام دختر باران! سلام خواهر ماه!

بهشت را به همین سادگی تصرف کن

  • ۷۱ نمایش
  • عبدالحسین مهدوی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی